غنیسازی ايزوتوپی ( 2 )
برای درک فاکتور دوم، ملاحظه میشود که در هر مرحله تغذيهی جريان ماده فرايندی است که به دو بخش تقسيم میشود: محصول غنی شده و پسماند تهی شده. از اينرو غنیسازی در محصول کم است و تهیسازی در پسماند زياد میباشد. مقدار ايزوتوپ مطلوب در جريان پسماند ممکن است به راحتی از مقدار همان ايزوتوپ در محصول غنی شده بيشتر شود. اگر غلظت ايزوتوپ کم باشد، بسيار نامطلوب است. همچنين اگر مواد اوليه پيش از اين به طور قابل توجهی غنی شود، سپس جريان پسماند نيز غنی شده میباشد و برای بيرون ريختن آن واقعاً بسيار با ارزش
میباشد.
غنیسازی ايزوتوپی ( 1 )
تمام ايزوتوپهای يک عنصر خواص شيميايی تقريباً يکسانی دارند، از اين رو جداسازی اين ايزوتوپها بايستی متکی بر عوامل دقيقی که به وسيلهی اختلاف در جرم اتمها به وجود آمده است، باشد. برخی از اين تکنيکها فيزيکی هستند ـ آنها متکی بر فرآيندهای فيزيکی هستند که عوامل وابسته به جرم میباشند. برخی شيميايی هستند ـ اختلاف جرم ايزوتوپی ممکن است سرعت واکنشهای شيميايی را تحت تأثير قرار دهد.
از آنجايی که از عوامل جزيی برای دستيابی به جداسازی استفاده میشود؛ افزايش غلظت به دست آمده برای هر فرايند غنی سازی کوچک میباشد. اين مسأله باعث میشود که فرايند غنی سازی بسياری در دفعات زيادی در يک رشته گامها يا مراحل غنی سازی به کار برده شود. هر گام محصول غنی شدهی مرحلهی قبلی را به دست میدهد و آن را بيشتر غنی میکند. اين روش يک سيستم غنی کنندگی متوالی ايجاد میکند که آبشار (cascade ) ناميده میشود.
دو فاکتور يا عامل مهم عملکرد آبشار را تحت تأثير قرار میدهد. فاکتور اولی، ضريب جداسازی است که بزرگتر از 1 است که مقدار قابليت غنی سازی ذاتی يک مرحلهی واحد است. دومين فاکتور جداسازی، بيشترين مراحل مورد نياز برای دستيابی به درجه مطلوب غلظت است. فاکتور دومی، اتلاف قابل قبولی از ايزوتوپ مطلوب در جريان پسماند میباشد.
توليد ايزوتوپها
اکثر مواد بحرانی مورد نياز توليد انرژی هستهای ايزوتوپهای خاصی از عناصری ويژهای هستند. برخی از اين ايزوتوپها در طبيعت وجود دارند، ولی به واسطهی ساير ايزوتوپهای همان عنصر بسيار رقيقهستند ( مانند دتريم، Li-6 ، U-235). اين ايزوتوپها برای اينکه مفيد واقع شوند بايستی غنی ( تغليظ ) شوند. ساير ايزوتوپها که به طور طبيعی فقط در مقادير کوچک وجود دارند، يا اصلاً وجود ندارند، بايد از طريق واکنشهای هستهای توليد شوند ( مانند تريتيم و Pu-239 ). به عبارت ديگر دو روش برای توليد ايزوتوپها وجود دارد:
1- غنی سازی.
2- تبديل.
خلاصهای از اين دو تکنيک در آينده بيان ميشود.
روشهای غنی سازی
1- جداسازی الکترومغناطیسی.
2- پخش گازی.
3- پخش مايع حرارتی.
4- جداسازی سانتريفوژ گازی.
5- جداسازی آئرودینامیکی.
6- AVLIS ( جداسازی ایزوتوپ لیزر بخار اتمی ).
7- روش شیمیایی.
8- تقطیر.
9- الکتروليز.
ساير معاهداتی که جنگافزارهای هستهای را محدود میکند ( 2 )
معاهدهی نيروهای هستهای ميانبرد ( معاهدهی INF )
امضا کنندگان: ايالات متحده، اتحاد جماهير شوروی.
تاريخ: 8 دسامبر 1987.
موشکهای هستهای با برد کوتاه و متوسط حذف میشود. همهی اين سلاحها منهدم شدند.
استارت 1 ( مذاکرات کاهش تسليحات استراتژيک 1 )
START I ( Strategic Arms Reduction Talks I )
امضا کنندگان: ايالات متحده، اتحاد جماهير شوری.
تاريخ: 1991 ( در 5 دسامبر 1994 برای اجراء رسيدگی شد ).
زرادخانهها تا حدود 30% کاهش میيابد.
امضا کنندهی اولی اتحاد جماهير شوروی چون که منحل شده است؛ دولتهای روسيه، بلاروس، قزاقستان و به تازگی اکراين با امضای پيش نويس معاهده بر معاهده صحه گذاشتهاند. در نتيجهی پيوستن اکراين به NPT ، معاهده برای اجراء در دسامبر 1994 رسيدگی گرديد.
استارت 2 ( مذاکرات کاهش تسليحات استراتژيک2 )
START II ( Strategic Arms Reduction Talks II )
امضا کنندگان: ايالات متحده، روسيه.
تاريخ: 1993؛ تصويب مجلس سنای ايالات متحده 1996، تصويب دومای روسيه 2000. کاهش بکارگيری زرادخانههای ( فعال ) ايالات متحده و روسيه تا 3000- 3500 کلاهک تا سال 2003 و ممنوعيت MIRVed ICBMs ( ولی نه SLBMs ). در واقع هيچ کلاهکی مستلزم نابودی نبود. اين معاهده در تاريخ 26 ژانويه 1996 با 87 – 4 رای، با پيوست يک الحاقيه که قبول شرايط معاهده را ممنوع میکرد مگر اينکه قانونی شود، به تصويب سنای ايالات متحده رسيد.
معاهدهی منع آزمايش جامع (CTBT ) (Comprehensive Test Ban Treaty )
امضا کنندگان: 157 ( از تاريخ 13 اکتبر 1999 ).
تاريخ: 10 سپتامبر 1996.
اين معاهده مختص منع همهی آزمايشات هستهای ( تعريف آزمايش هستهای بر پايهی مذاکره میباشد ) توسط دولتهای دارندهی سلاح هستهای ( رسمی و غيررسمی ) بود. آزمايشات پيش از اين برای دولتهای بدون سلاح هستهای به وسيلهی NNPT منع شده بود. پس از چند سال تلاش، مذاکرات معاهده تحت حمايت 61 کشور کنفرانس خلع سلاح در ژنو اوايل اين سال با موفقيت و با پشتيبانی 5 قدرت هستهای انجام شد. پيش نويس نهايی، پيشنهاد شده توسط Ramaker مذاکره کننده هلندی در ژوئن، ، برای اينکه معاهده قانونی شود؛ مستلزم امضای دولتهای غيررسمی دارندهی سلاح ( هند، پاکستان و اسرائيل ) بود.
ساير معاهداتی که جنگافزارهای هستهای را محدود میکند ( 1 )
معاهدهی قطب جنوب ( Antarctic Treaty )
امضا کنندگان: 40 کشور ( 1994 ).
تاريخ: 4 آگوست 1963.
استفادهی نظامی از قطب جنوب شامل استقرار يا آزمايش سلاحهای هستهای را ممنوع میکند.
معاهدهی منع آزمايش هستهای ( Nuclear Test Ban Treaty )
امضا کنندگان: ايالات متحده، اتحاد جماهير شوروی، بريتانيا.
تاريخ: 4 آگوست 1963.
آزمايشات هستهای در بالای زمين، زير آب يا در فضا را ممنوع میکند.
معاهدهی فضا (Outer Space Treaty )
امضا کنندگان: 93 کشور ( 1994 ).
تاريخ: 27 ژانويهی 1967.
ورود سلاحهای هستهای به فضا را ممنوع میکند.
معاهدهی تلاتلوکو (Treaty of Tlatelolco )
امضا کنندگان: ايالات متحده و همهی کشورهای آمريکای جنوبی ( 26 کشور ).
تاريخ: 1967.
ممنوعيت سلاحهای هستهای در آمريکای جنوبی.
معاهدهی منع آزمايش محدود (Limited Test Ban Treaty )
امضا کنندگان: 120 کشور ( 1994 ).
تاريخ: 1968.
آزمايشات هستهای را در بالای زمين، زير آب يا در فضا ممنوع میکند.
معاهدهی منع تکثير هستهای (Nuclear Non-Proliferation Treaty (NPT) )
امضا کنندگان: 187 کشور ( 20 دسامبر 2000 ).
تاريخ: 1 ژوئيه 1968 تصويب شد، 5 مارس 1970 اجرايی شد، در 11 می 1995 برای مدت نامحدودی تمديد شد.
توسعه يا انتقال سلاحهای هستهای و يا فناوریهای وابسته، به دولتهايی که دارای سلاحهای هستهای نيستند را ممنوع میکند. از تاريخ 20 دسامبر 2000 تنها اسرائيل، هند، پاکستان و کوبا آن را امضاء نکردهاند.
معاهدهی بستر دريا (Seabed Treaty )
امضا کنندگان: 88 کشور ( 1994 ).
تاريخ: 1971.
بکارگيری سلاحهای کشتار جمعی در کف دريا در آنسوی 12 مايلی حد حاکميت ساحلی را ممنوع میکند.
سالت 1 ( مذاکرات محدوديت تسليحات استراتژيک 1 )
SALT I (Strategic Arms Limitation Talks I)
امضا کنندگان: ايالات متحده، اتحاد جماهير شوروی.
تاريخ: 26 می 1972.
محدوديت گذاشتن بر زرادخانههای دو کشور، مستلزم انهدام زرادخانههای موجود نمیباشد. مدت زمان برای اين محدوديت تا 3 اکتبر 1977 بود؛ ولی دو کشور به ادامهی آن موافقت کردند.
معاهدهی منع آزمايش آستانه (Threshold Test Ban Treaty )
امضا کنندگان: ايالات متحده، اتحاد جماهير شوروی.
تاريخ: 1974.
آزمايشات زيرزمينی تا 150 کيلوتن را محدود میکند.
متن معاهدهی منع گسترش سلاحهای هستهای (N.P.T )
متن کامل پيمان منع گسترش سلاحهای هستهای که ايران نيز آن را امضا کرده است به شرح زير است:
دولتهايی که وارد اين پيمان شدهاند، در متن پيمان به عنوان "همپيمانان" ناميده خواهند شد.
با در نظر گرفتن انهدام و ويرانی که در صورت بروز جنگ هستهای دامنگير نوع بشرخواهد شد و به تبع آن، لزوم به کارگيری حداکثر تلاش برای جلوگيری از خطر وقوع چنين جنگهايی و برای اتخاذ تمهيدات لازم برای تامين امنيت مردم، با اعتقاد به اين که گسترش تسليحات هستهای، خطر جنگ هستهای را به طور جدی افزايش خواهد داد، در مطابقت با مفاد قطعنامههای مجمع عمومی سازمان ملل متحد که خواستار حصول توافقی برای جلوگيری از اشاعهی بيشتر سلاحهای هستهای شده است، در ابراز تعهد خود برای همکاری با آژانس بين المللی انرژی اتمی جهت اعمال تدابير حفاظتی اين آژانس در خصوص فعاليتهای هستهای صلح آميز، در اعلام حمايت خود از انجام تحقيقات، توسعه بخشيدن و تلاشهای ديگر در جهت اجرای مؤثر اصل تدابير حفاظتی با استفاده از تجهيزات و ساير راهکارها در خصوص انتقال مواد اصلی و مواد مخصوص شکافت پذير در چارچوب تدابير حفاظتی مقرر شده توسط آژانس بينالمللی انرژی اتمی، در تاييد اين اصل که منافع استفاده صلح آميز از تکنولوژی هستهای، از جمله فرآوردههای جانبی که ممکن است توسط دولتهای دارای تسليحات هستهای از طريق توسعهی ابزارهای انفجار هستهای به دست آيد، بايد به منظور بهره برداری در مقاصد صلح آميز در اختيار تمام همپيمانان ـ اعم از دولتهای دارای تسليحات هستهای يا فاقد تسليحات هستهای ـ قرار گيرد، با ايمان به اين که در عملی کردن اين اصل، تمام همپيمانان حق دارند به منظور حصول پيشرفت در استفاده صلح آميز از انرژی اتمی، در تبادل اطلاعات به حداکثر نحو ممکن مشارکت داشته باشند و به تنهايی يا با همکاری ساير دولتها در اين زمينه تلاش کنند، در ابراز نيات خود جهت توقف مسابقهی تسليحات هستهای در نزديکترين زمان ممکن و برای اتخاذ تمهيدات موثر جهت خلع سلاح هستهای، در تشويق کليهی کشورها به همکاری جهت دستيابی به اين هدف، در تاکيد مجدد بر عزم دولتهای امضاکنندهی پيمان 1963 در مقدمهی آن پيمان، مبنی بر ممنوع ساختن آزمايش تسليحات هستهای در جو، در خارج از جو زمين و زير آبها و برای ادامهی توقف هرگونه انفجارهای آزمايشی تسليحات هستهای در تمام زمانها و ادامهی مذاکرات لازم برای رسيدن به اين هدف، به منظور ادامهی فروکاستن از تنشهای بينالمللی و تقويت اعتماد متقابل بين دولتها جهت تسهيل در توقف ساخت تسليحات هستهای، نابودی کليه ذخيرههای موجود، حذف تسليحات هستهای و ابزارهای استفاده از آن از زرادخانههای ملی و به منظور مدون ساختن اين مقاصد در قالب يک پيمان جهت خلع سلاح کامل و عام تحت نظارت مؤثر و دقيق بينالمللی، با يادآوری اينکه، براساس منشور ملل متحد، دولتها بايد در روابط بينالمللی خود از تهديد يا استفاده از زور، يا اعمال هر روش ديگری که با اهداف ملل متحد در تعارض باشد، عليه تماميت ارضی يا استقلال سياسی ديگر دولتها احتراز ورزند، و اينکه تثبيت و تداوم صلح و امنيت بينالمللی، با به حداقل رسيدن سوق منابع انسانی و اقتصادی جهان به سوی مسلح شدن ميسر میشود، توافق میکنند که:
ماده 1
هر دولت دارای تسليحات هستهای، در اين پيمان متعهد میشود از انتقال هرگونه سلاحهای هستهای يا ديگر ابزارهای انفجار هستهای يا دادن کنترل مستقيم يا غير مستقيم سلاحها يا ابزارهای انفجار هستهای به ديگران خودداری کند و به هيچ نحوی از انحاء، هيچ يک از کشورهای فاقد سلاحهای هستهای را ياری، تشويق و ترغيب به ساخت يا دستيابی به سلاحهای هستهای يا ديگر ابزارهای انفجار هستهای يا کنترل چنين سلاحها يا ابزارهای انفجاری نکند.
ماده 2
هر دولت فاقد تسليحات هستهای در اين پيمان متعهد میشود هيچگونه سلاح هستهای يا ابزارهای انفجار هستهای و اعمال کنترل مستقيم يا غير مستقيم بر چنين سلاحها يا ابزارهايی را از هر منبع انتقال دهنده يا به هر نحو ديگری، دريافت نکند؛ به ساخت يا تلاش برای دستيابی به سلاحها يا ابزارهای انفجار هستهای مبادرت نورزد و در پی کمک برای ساخت سلاحهای هستهای يا ابزارهای انفجار هستهای نباشد يا چنين کمکهايی را دريافت نکند.
ماده 3
1. هر دولت فاقد سلاحهای هستهای در اين پيمان متعهد میشود تدابير حفاظتی را که پس از مذاکرات انجام گرفته با آژانس بينالمللی انرژی اتمی توافق خواهد شد بپذيرد. اين تدابير در چارچوب ضوابط آژانس بينالمللی انرژی اتمی و نظام تدابير حفاظتی اين آژانس خواهد بود و صرفاً به منظور تاييد پايبندی آن کشور به تعهدات خود در قبال اين پيمان با هدف جلوگيری از تبديل مصارف صلح آميز انرژی هستهای به استفاده در سلاحهای هستهای يا ابزارهای انفجاری هستهای صورت میگيرد. روند تدابير حفاظتی مذکور در اين ماده بايد در خصوص تمام مواد اصلی يا مواد مخصوص شکافت پذير، اعم از توليد، فرآوری يا استفاده از آن در هرگونه تأسيسات هستهای يا خارج از چنين تأسيساتی اجرا شود. تدابير حفاظتی مقرر در اين ماده، میبايد روی تمام مواد اصلی يا مواد مخصوص شکافت پذير که در فعاليتهای صلح آميز هستهای در قلمرو چنين دولتی، در حوزه قضايی آن، يا تحت کاربری آن در هر نقطه ديگر انجام میپذيرد اعمال شود.
2. هر دولت وارد شده در اين پيمان متعهد میشود (الف) مادهی اصلی يا مادهی مخصوص شکافت پذير، يا (ب) تجهيزات يا موادی که مشخصاً برای فرآوری، استفاده يا توليد مواد مخصوص شکافت پذير طراحی يا آماده شده است، را در اختيار هيچ دولت فاقد سلاحهای هستهای (حتی) به منظور استفاده در مقاصد صلح آميز قرار ندهد، مگر اين که مادهی اصلی يا مادهی مخصوص شکافت پذير به طور قطع مشمول تدابير حفاظتی مقرر شده در اين ماده قرار گيرد.
3. تدابير حفاظتی مقرر در اين ماده بايد به گونهای به مرحلهی اجرا گذاشته شود که با مادهی 4 اين پيمان در تطابق کامل باشد و از ايجاد مانع بر سر راه توسعهی تکنولوژيکی يا اقتصادی همپيمانان در استفادهی صلح آميز از انرژی هستهای احتراز ورزد. اين امر، شامل تبادل بينالمللی مواد هستهای و تجهيزات برای فرآوری، استفاده يا توليد مواد هستهای برای مقاصد صلح آميز، در مطابقت با شرايط اين ماده و اصل تدابير حفاظتی که در مقدمهی اين پيمان مشخص شده، خواهد بود.
4. دولتهای فاقد سلاحهای هستهای در اين پيمان بايد به منظور انجام تعهدات خود در قبال اين ماده به طور انفرادی يا همراه با ساير دولتها در چارچوب ضوابط آژانس بينالمللی انرژی اتمی با آژانس بينالمللی انرژی اتمی موافقتنامههايی منعقد کنند. مذاکره به منظور حصول چنين موافقتنامههايی بايد ظرف مدت 180 روز از وارد اجرايی شدن اين پيمان، آغاز شود. در خصوص دولتهايی که اسناد پيوستن و يا تصويب الحاق خود به پيمان را بعد از دورهی 180 روزه تسليم کنند، مذاکره برای حصول چنين توافقی نمیتواند ديرتر از تاريخ تسليم اسناد آغاز شود و اجرای مفاد اين توافقات نمیتواند ديرتر از 18 ماه از تاريخ آغاز مذاکرات باشد.
ماده 4
1. هيچ نکتهای در اين پيمان نبايد به گونهای تفسير شود که حق مسلم همپيمانان در انجام تحقيقات، توليد و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلح آميز را تحت تأثير قرار دهد. اين امر بايد بدون اعمال تبعيض و در مطابقت با مواد 1 و 2 اين پيمان باشد.
2. در تبادل تجهيزات، مواد و اطلاعات تکنولوژيکی برای مقاصد صلح آميز، استفاده از انرژی هستهای در حداکثر شکل، تمام همپيمانان حق مشارکت داشته و متعهد به تسهيل در انجام آن میشوند. همپيمانانی که توان چنين اقدامی را دارند همچنين بايد به شکل انفرادی يا همراه با ديگر دولتها يا سازمانهای بينالمللی برای توسعهی بيشتر استفاده از اشکال صلح آميز انرژی هستهای، خصوصاً در قلمرو دولتهای فاقد سلاحهای هستهای که وارد اين پيمان شدهاند، مشارکت ورزند. اين مشارکت با عطف توجه به نيازهای مناطق در حال توسعه جهان، انجام میپذيرد.
ماده 5
تمام همپيمانان متعهد میشوند تمهيدات لازم را اتخاذ کنند تا در مطابقت با اين پيمان، تحت نظارت مناسب بينالمللی و در چارچوب روالهای بينالمللی مقتضی، از دسترسی تمام دولتهای فاقد تسليحات هستهای وارده در اين پيمان به مزايای بالقوهی حاصله از انجام هرگونه انفجارهای صلح آميز هستهای، حصول اطمينان کنند. اين امر بايد بدون اعمال تبعيض انجام گيرد و هزينهی مالی آن برای چنين دولتهايی، در پايينترين حد ممکن خواهد بود و شامل هزينهی تحقيقات و توسعه نمیشود. دولتهای فاقد تسليحات هستهای وارده در اين پيمان بايد بتوانند در چارچوب يک توافق يا توافقات خاص
بينالمللی و از مجرای يک نهاد مناسب بينالمللی که دولتهای فاقد تسليحات هستهای نمايندگان کافی در آن داشته باشند، به اين مزايا دست يابند. مذاکرات در اين زمينه بايد پس از اجرايی شدن اين پيمان، در نزديکترين زمان ممکن آغاز شود. دولتهای فاقد تسليحات هستهای وارده در اين پيمان که چنين تمايلی داشته باشند، همچنين میتوانند از طريق توافقات دوجانبه به اين مزايا دست يابند.
ماده 6
تمام همپيمانان متعهد میشوند، مذاکرات به منظور توقف مسابقهی سلاحهای هستهای و خلع سلاح هستهای و انعقاد پيمانی جهت خلع سلاح کامل و عام با مقررات دقيق و مؤثر را با حسن نيت و در اسرع وقت آغاز کنند.
ماده 7
هيچ نکتهای در اين پيمان، ناقض حق هر گروه از دولتهايی که به منظور حصول اطمينان از عدم وجود سلاحهای هستهای در قلمرو خود وارد پيمانهای منطقهای شوند، نخواهد بود.
ماده 8
1. هر يک از همپيمانان میتوانند اصلاحيهای را به منظور اعمال در اين پيمان، پيشنهاد کنند. متن هرگونه اصلاحيهای بايد به دولتهای امانتدار تحويل داده شود و اين متن توسط آنان بين تمام همپيمانان، توزيع خواهد شد. در صورت درخواست يک سوم همپيمانان يا بيشتر، دولتهای امانتدار بايد کنفرانسی را تشکيل داده و از تمام همپيمانان برای شرکت در آن و بررسی اصلاحيه، دعوت به عمل آورند.
2. هرگونه اصلاحيه در اين پيمان بايد به تأييد اکثريت همپيمانان، از جمله تمام دولتهای دارای تسليحات هستهای وارده در اين پيمان و تمام همپيمانانی که در زمان توزيع متن اصلاحيه عضو هيئت رئيسهی آژانس بينالمللی انرژی اتمی بودهاند، برسد. زمان اجرايی شدن اصلاحيه برای هر دولتی که اسناد تصويب آن را تسليم کرده، از هنگامی خواهد بود که اکثريت همپيمانان، از جمله تمام دولتهای دارای تسليحات هستهای وارده در اين پيمان و تمام همپيمانانی که در زمان توزيع متن اصلاحيه عضو هيئت رئيسهی آژانس بينالمللی انرژی اتمی بودهاند، اسناد تصويب آن را تسليم کرده باشند. پس از آن، زمان اجرايی شدن اصلاحيه برای هر همپيمان ديگر از زمان تسليم اسناد تصويب آن خواهد بود.
3. پنج سال پس از اجرايی شدن اين پيمان، کنفرانسی از همپيمانان بايد در شهر ژنو واقع در سوئيس به منظور مرور عملکرد آن و با هدف حصول اطمينان از اينکه اهداف مذکور در مقدمه و مقررات پيمان، مورد اجرا قرار گرفتهاند، برگزار شود. پس از آن، هر پنج سال يک بار اکثريت همپيمانان میتوانند با تسليم درخواست خود به دولتهای امانتدار، خواستار برگزاری کنفرانس ديگری به منظور بررسی عملکرد پيمان شوند.
ماده 9
1. اين پيمان بايد برای امضای تمام دولتها، آماده باشد. هر دولتی که پيش از اجرايی شدن آن طبق پاراگراف سوم اين ماده، آن را امضا نکرده باشد، میتواند در هر زمان ديگری به آن ملحق شود.
2. نفوذ اين پيمان مشروط به تصويب آن توسط دولتهای امضاکننده خواهد بود. اسناد تصويب آن و اسناد الحاق به آن بايد نزد دولتهای بريتانيا، اتحاد جماهير شوروی (سابق) و ايالات متحده آمريکا که بدينوسيله به عنوان دولتهای امانتدار تعيين میشوند، به وديعه گذاشته شود.
3. اين پيمان، پس از تصويب آن توسط دولتهايی که به عنوان امانتدار تعيين شدهاند و تصويب آن توسط چهل دولت ديگر امضاکنندهی اين پيمان و تسليم اسناد تصويب آنها، وارد اجرا خواهد شد. در اين پيمان، دولتهای دارای تسليحات هستهای به دولتهايی گفته میشود که پيش از اول ژانويهی 1967، مبادرت به توليد و انفجار سلاح هستهای يا هرگونه ابراز انفجار هستهای ديگر کردهاند.
4. در خصوص دولتهايی که اسناد تصويب و الحاق آنها به پيمان، پس از اجرايی شدن اين پيمان، تسليم میشود، تاريخ اجرای آن از تاريخ تسليم اسناد تصويب و الحاق خواهد بود.
5. دولتهای امانتدار بايد تمام دولتهای امضاء کننده و ملحق شده به پيمان را از تاريخ هر امضاء، تاريخ تسليم اسناد تصويب يا الحاق، تاريخ اجرايی شدن اين پيمان و تاريخ دريافت درخواست برای تشکيل کنفرانس يا هر مورد ديگر، بلافاصله مطلع سازند.
6. اين پيمان بايد توسط دولتهای امانتدار و در تطابق با ماده 102 منشور ملل متحد، به ثبت برسد.
ماده 10
1. هر دولتی بايد حق داشته باشد در اجرای حاکميت ملی خود در صورتی که احساس کند موارد فوقالعادهای در رابطه با موضوعات اين پيمان، منافع حياتی کشورش را به مخاطره انداخته است، از پيمان خارج شود. در اين صورت بايد سه ماه پيش از خروج، به تمام همپيمانان و شورای امنيت سازمان ملل متحد اطلاع دهد. در چنين اطلاعيهای بايد موارد فوقالعادهای که از نظر آن کشور منافع حياتیاش را به مخاطره انداخته نيز ذکر شود.
2. بيست و پنج سال پس از اجرايی شدن اين پيمان، بايد کنفرانسی تشکيل شود تا در خصوص اجرای نامحدود آن، يا تمديد آن برای دوره يا دورههای ديگر، تصميم گيری شود. تصميم اتخاذ شده در اين مورد با رای اکثريت همپيمانان، نافذ خواهد بود.
ماده 11
اين پيمان، متن انگليسی، روسی، فرانسه، اسپانيولی و چينی آن که همگی از اعتبار يکسانی برخوردارند، در آرشيو دولتهای امانتدار محفوظ خواهند بود. نسخههای تاييد شدهی اين پيمان، بايد توسط دولتهای امانتدار به دولتهای امضاکننده و ملحق شده به آن ارسال شود.
اعضای معاهدهی منع تکثير سلاحهای هستهای
|
1- افغانستان |
2- آلبانی |
3- الجزاير |
|
4- آندورا |
5- آنگولا |
6- آنتيگوا و باربودا |
|
7- آرژانتين |
8- ارمنشتان |
9- استراليا |
|
10- اتريش |
11- آذربايجان |
12- باهاما |
|
13- بحرين |
14- بنگلادش |
15- باربادوس |
|
16- بلاروس |
17- بلژيک |
18- بليز |
|
19- بنين |
20- بوتان |
21- بوليوی |
|
22- بوسنی و هرزگوين |
23- بوتسوانا |
24- برزيل |
|
25- برونئی |
26- بلغارستان |
27- بورکينافاسو |
|
28- بروندی |
29- کامبوج |
30- کامرون |
|
31- کانادا |
32- کيپ ورد |
33- جمهوری آفريقای مرکزی |
|
34- چاد |
35- شيلی |
36- جمهوری خلق چين |
|
37- جمهوری چين ( تايوان ) |
38- کلمبيا |
39- کمور |
|
40- جمهوری دمکراتيک کنگو |
41- جمهوری کنگو |
42- کاستاريکا |
|
43- ساحل عاج |
44- کرواسی |
45- کوبا |
|
46- قبرس |
47- جمهوری چک |
48- دانمارک |
|
49- جيبوتی |
50- دومينيکا |
51- جمهوری دومينيکن |
|
52- تيمور شرقی |
53- اکوادور |
54- مصر |
|
55- السالوادور |
56- گينهی استوايی |
57- اريتره |
|
58- استونی |
59- اتيوپی |
60- فيجی |
|
61- فنلاند |
62- فرانسه |
63- گابن |
|
64- گامبيا |
65- گرجستان |
66- آلمان |
|
67- غنا |
68- يونان |
69- گرنادا |
|
70- گواتمالا |
71- گينه |
72- گينهی بيسائو |
|
73- گويان |
74- هاييتی |
75- واتيکان |
|
76- هندوراس |
77- مجارستان |
78- ايسلند |
|
79- اندونزی |
80- ايران |
81- عراق |
|
82- ايرلند |
83- ايتاليا |
84- جامائيکا |
|
85- ژاپن |
86- اردن |
87- قزاقستان |
|
88- کنيا |
کيريباتی |
90- کرهی جنوبی |
|
91- کويت |
92- قرقيزستان |
93- لائوس |
|
94- لتونی ( لاتويا ) |
95- لبنان |
96- لسوتو |
|
97- ليبريا |
98- ليبی |
99- ليختن اشتاين |
|
100- ليتوانی |
101- لوکزامبورگ |
102- مقدونيه |
|
103- ماداگاسکار |
104- مالاوی |
105- مالزی |
|
106- مالديو |
107- مالی |
108- مالت |
|
109- جمهوری جزاير مارشال |
110- موريتانی |
111- موريس |
|
112- مکزيک |
113- دولت فدرال ميکرونزی |
114- مولداوی |
|
115- موناکو |
116- مغولستان |
117- مراکش |
|
118- موزامبيک |
119- ميانمار |
120- ناميبيا |
|
121- نائورو |
122- نپال |
123- هلند |
|
124- نيوزلند |
125- نيکاراگوآ |
126- نيجر |
|
127- نيجريه |
128- نروژ |
129- عمان |
|
130- پالائو |
131- پاناما |
132- پاپوآ گينهی نو |
|
133- پاراگوئه |
134- پرو |
135- فيليپين |
|
136- لهستان |
137- پرتقال |
138- قطر |
|
139- رومانی |
140- روسيه |
141- رواندا |
|
142- سنت لوسيا |
143- سنت وينسنت و گرنادين |
144- سنت کيتس و نويس |
|
145- ساموآ |
146- سان مارينو |
147- سائوتومه و پرينسيپ |
|
148- عربستان سعودی |
149- سنگال |
150- صربستان و مونتنگرو |
|
151- سيشيل |
152- سيرالئون |
153- سنگاپور |
|
154- اسلواکی |
155- اسلونی |
156- جزاير سليمان |
|
157- سومالی |
158- آفريقای جنوبی |
159- اسپانيا |
|
160- سريلانکا |
161- سودان |
162- سورينام |
|
163- سوازيلند |
164- سوئد |
165- سوئيس |
|
166- سوريه |
167- تاجيکستان |
168- تانزانيا |
|
169- تايلند |
170- توگو |
171- تونگا |
|
172- ترينيداد و توباگو |
173- تونس |
174- ترکيه |
|
175- ترکمنستان |
176- تووالو |
177- اوگاندا |
|
178- اکراين |
179- امارات متحدهی عربی |
180- بريتانيا |
|
181- ايالات متحدهی آمريکا |
182- اروگوئه |
183- ازبکستان |
|
184- وانوآتو |
185- ونزوئلا |
186- ويتنام |
|
187- يمن |
188- زامبيا |
189- زيمباوه |
معاهدهی منع تکثير سلاحهای هستهای ( NPT )
پنج کشور باشگاه هستهای ( ايالات متحده، شوروی سابق ـ روسيه، انگليس، فرانسه، چين ) در حقوق بينالملل، معاهدهی منع تکثير هستهای ( NPT ) را تدوين کردهاند که سازمان ملل متحد در 12 ژوئن آن را تصويب کرد؛ در 1 ژوئيه برای امضاء گشوده شد و در 5 مارس 1970 ضمانت اجرايی گرفت. اين معاهده اعلام میکند که فقط پنج کشور فوق، قانوناً دارای سلاحهای هستهای هستند، ولی کشورهای ديگر را از دستيابی به فنآوری صلحآميز هستهای منع نمیکند. اين معاهده همچنين تصريح میکند که پنج قدرت هستهای بايستی برای کاهش و حذف زرادخانههايشان با سرعت ممکن تلاش و پيگيری کنند. اين پيمان در سال 1970 به مدت 25 سال اجرايی شد و تمديد آن منوط به نظر اعضا شد. در سال 1995 اين معاهده به صورت نامحدود تمديد گرديد. از پنج کشور عضو باشگاه هستهای فقط ايالات متحده، بريتانيا و شوروی سابق معاهده را در سال 1968 به همراه 40 کشور ديگر امضاء کردند. ايرلند اولين کشوری است که معاهده را امضاء کرده است. فرانسه و چين معاهده را در سال 1992 امضاء کردند. اين معاهده 187 عضو دارد ( 185 عضو از 189 عضو سازمان ملل به اضافهی سوئيس و واتيکان که عضو سازمان ملل نيستند ). هند، پاکستان و اسرائيل معاهده را امضاء نکردهاند. کرهی شمالی از 12 دسامبر 1985 تا 10 آپريل 2003 عضو پيمان بود. تايوان عضو پيمان بود، ولی به خاطر اخراج از سازمان ملل در سال 1971 از عضويت اين پيمان هم خارج گرديد ( استقلال تايوان به رسميت شناخته نشده است ).
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 10 )
پس از انتشار 9 قسمت از تاريخچهی ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای و استقبال نسبتاً خوب خوانندگان محترم، به دلايل مختلف از ادامهی آن منصرف شدم. اميد است در آيندهی نزديک بتوانم آن را ادامه دهم. در قسمتهای بعدی سعی بر اين است که در مورد معاهدات مربوط به سلاحهای هستهای و انرژی هستهای مطالبی منتشر کنم تا خوانندگان محترم با مسائل حقوقی اين موضوع آشنا شوند. هدف از انتخاب اين موضوع، بیشتر برداشتها و تبعيضهای دوگانه در مورد استفادهی صلح آميز از انرژی هستهای است.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 9 )
ناگازاكي ( Nagasaki )
در نهم آگوست 1945، بمب افكن B-29 آمريكايي بوكس كار ( Bock’s Car) در حالي تينيان را ترك كرد كه بمب نوع انفجاري پلوتونيمي مرد چاق ( شکل 14 ) را حمل
ميكرد. هدف اوليه زرادخانهي ككورا ( Kokura Arsenal ) بود، ولي نزديك زدن هدف، آنها دريـافـتنـد كـه انـبـار تـوسـط خـاك، مـه و دود پـنـهـان ( پـوشـيـده ) شــده اســت. خـلبـان چـارلـز اســويـنـي ( Charles Sweeney ) بــه هـدف دومـي كـه كـارخـانـهي مـيـتسـوبـيـشـي ( Mitsubishi Torpedo Plant ) در ناگازاكي بود، تغيير جهت داد ( شکلهای 15، 16و 17 ).

شکل ۱۵. ابر اتمی بر روی شهر ناگازاکی.
شکل ۱۶. ویرانی های شهر ناگازاکی.

شکل ۱۷. نمایی از کارخانه میتسوبیشی شهر ناگازاکی.
از 286000 افراد ساكن در ناگازاكي در لحظة انفجار، 74000 كشته و 75000 نفر نيز به شدت مجروح شدند. به علت جغرافياي نسبي منطقهي ناگازاكي و تا حدي اين واقعيت كه بمب حدوداً 2 مايل دورتر از هدف انداخته شده بود آسيب كمتر از حد انتظار بود. بازدهي بمب 22 كيلوتن برآورد شده بود.
تا سال 1950 بالاي 140000 نفر به علت نتيجهي مستقيم بمباران اتمي هيروشيما و ناگازاكي جان خود را از دست دادند. به علت هرج و مرج در لحظهي انفجار و كاهش حد نصاب جمعيت اين دو شهر، آمار چشمگير كشتهها و زخميها تقريبي بود.
در 15 آگوست، ژاپن موافقت نامهي پوتسدام ( آلمان ) ( Potsdam Agreement ) را پذيرفت. بدين ترتيب جنگ دوم جهاني پايان يافت.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 8 )
هيروشيما ( Hiroshima )
در ششم آگوست 1945، بمب افكن آمريكايي B-29 كه انولا گي ( Enola Gay ) نام داشت، جزيرهي تينيان را به مقصد هيروشيماي ژاپن ترك كرد. اين مأموريت توسط سرهنگ پاؤل تيبتس خلباني میشد. هيروشيما به عنوان هدف اوليه انتخاب شده بود. از آنجايي كه هيروشيما از حملات بمبارانها دست نخورده باقي مانده بود؛ اثرات بمب به وضوح ميتوانست اندازهگيري شود.
بمب نوع تفنگي اورانيوم ـ 235 (U-235 ) كه پسر كوچك نام داشت، در ساعت 08:16:2 قبل از ظهر منفجر شد ( شکل9 ). اين بمب، بلافاصله 80 تا 140 هزار نفر را كشت و بيش از 100 هزار نفر را به شدت مجروح كرد. زندگي جامعهي فعال هيروشيما متوقف شد.

بمب تقريباً بر بالاي مركز شهر، حدود70 ياردي ( هر يارد برابر 9144/0 متر است ) جنوب شرقي سالن ترويج صنعت ( كه هم اكنون به گنبد بمب اتمي مشهور است )، منفجر شد ( شکل 10).

همهي ساختمانهاي چوبي در يك و يك چهارم مايلي ويران شدند. آتش ناگهان همه جا را فراگرفت، شيشهي پنجرهها تا ده مايلي خرد شدند و موج شوك تا فاصلهي قابل ملاحظهي 37 مايلي احساس شد. بازدهي انفجار بـمـب پـسـر كـوچـك، تـقـريـبـاً مـعـادل 5/12 كـيـلـوتـن T.N.T بود ( شکلهای 1۱، 1۲ و 1۳ ). كـمـك خـلـبـان اين پرواز، سروان روبـرت لـويس ( Robert Lewis )، اظهار كرد كه: خداي من! ما چه كاري انجام داديم؟

شکل ۱۱. آثار بمب پسر کوچک بر شهر هیروشیما.

شکل ۱۲. ویرانی های شهر هیروشیما.

شکل ۱۳. ساختمان های مقاومی که از بمباران هیروشیما باقی مانده اند.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 7 )
آزمايش ترينيتي ( Trinity )
در ژولاي 1945، دانشمندان به خـانـهي مـزرعــهاي قـديـمـي در حــدود 100 مـايـلي جـنـوب لـوس آلامـوس ( Los Alamos ) ـ اين سـفـر، سفر مـرگ ( Jornada del Moerto ) نـامـيـده شد ـ در صـحـراي آلاموگوردو ( Alamogordo Desert ) در جنوب نيومكزيكو اسباب كشي كردند.
به علت اين كه پلوتونيم ميزان بيشتري شكافت خودبخودي نسبت به اورانيوم ايجاد ميكند، روشهاي مختلفي براي به دست آوردن جرم بحراني از آن پايه گذاري شده است. ست ندرماير (Seth Neddermeyer ) و جيمز تـاك ( James Tuck ) ايدهي استفادهي انفجار در به دست آوردن جرم بحراني از پلوتونيم را توسعه دادند.
دانشمندان از طرح انفجاريشان مطمئن نبودند و نياز به آزمايش داشتند. گجت
( Gadget ) ( توسط فيزيكدانان در لوس آلاموس ناميده شد ) در سايتي بر روي برجي به بلندي 100 فوت قرار داده شد ( شکل 7 ). اپنهايمر آزمايش را ترينيتي لقب داد.

شکل ۷. طرح Gadget که دز صحرای آلاموگوردو منفجر شد.
در 16 ژولاي 1945، در ساعت 5:29:45 قبل از ظهر، نوري كه هزاران بار درخشانتر از نور خورشيد بود به صورت درهاي بالا آمد، ابر قارچي شکلی به آسمان صعود كرد ( شکل 8 ).

شکل ۸. ابر قارچی آزمایش Trinity.
گجت بازدهي معادل 19 كيلوتن T.N.T داشت. بازدهي مرد چاق، بمبي كه در ناگازاكي منفجر شد، با بازدهي گجت يكسان بود.
نظر به اين كه طرح ترينيتي در بالاي برج منفجر شد، گوي آتشين با زمين تماس پيدا كرد و مقادير بزرگي از خاك را پراكنده نمود.
ذرات سنگين و راديواكتيو به سرعت ته نشين میشود، كه اينها به وجود آورندهي مقادير معلوم ريزش منطقهاي ميباشد. انفجار گودالي با عمق ده فوت و پهناي 5/0 مايل به وجود آورد و لايهي نازكي از راديواكتيو به ضخامت شيشه را باقي گذاشت.
با اين تفاسير، كوششهايي براي به وجودآوردن مكان ثابتي به عنوان پارك ملي شده است، سايت ترينيتي در كنترل نظامي ( ارتش ) باقي مانده است و فقط در اولين شنبه اكتبر هر سال براي عموم باز ميشود.
آمادگي هاي نهايي:
با موفقيت آزمايش ترينيتي، آمادگيهاي نهايي براي استفادهي بمب در ژاپن به وجود آمده بود. يک سال قبل از آزمايش، گروه بمب 509 تحت فرماندهي سرهنگ پاؤل تيبتس ( Col Paul Tibbets ) براي مأموريت در يک پايگاه هوايي مجزا در وندوور ايالت يوتا ( Wendover Utah ) مستقر شدند. به سبب آثار بمب اتمي براي بمب افكن كه توانايي اجتناب از موج شوك را پيدا كند به صورت وسيع آزمايش و تمرين انجام شد.
در اول آگوست 1944، جزيرهي مرجاني تينيان (Tinian ) در نظر گرفته شد. اين جزيره در 1500 مايلي جنوب شرقي ژاپن قرار دارد. اين پايگاه به سرعت پايگاه هوايي اصلي براي تعقيب حملات هوايي در ژاپن شد.
در دهم ژوئن 1945، گروه بمب 509 و بمب افكنهاي جديد B -29 وارد جزيرهي تينيان شدند. آن پايگاه به خاطر مسير طولاني انتخاب شده بود؛ چون كه اين بمب افكنها داراي بار سنگيني هستند، پس نياز به پرواز طولاني دارند.
اجزاء ( تركيبات ) حساس ( بحراني ) بمبهاي اتمي كه مرد چاق ( Fat Man ) و پسر كوچك (Littl Boy ) لقب گرفته بودند از طريق كشتي آمريكايي ايندياناپوليس
( U.S.S.Indianapolis ) روانهي جزيرهي تينيان شدند. اين دو بمب در تينيان اسمبل شدند. با اسمبلي نهايي پرواز انجام گرديد.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 6 )
كميتهي موقت
كار كميتهي موقت بهواسطهي پيشنهاد استيمسون در مي 1945 براي مطالعهي تمام كاربردهاي بمب اتمي آغاز شد. كـميته در برگيرندهي هنري استيمسون، جرج هاريسون ( George Harrison ) ( معاون وزير جنگ، جيمز بايرنز ( James Byrnes ) ( نماينده ي ترومن )، رالف بارد ( Ralph Bard ) از نـيـروي دريـايـي، ويليام كلايـتون
( Wiliam Clayton ) از وزارت خارجه، وانوار بوش و جيمز كانانت بود. اين کميته، با هيئت علمي مركب از متخصصين فيزيك اتمي متشكل از آرتور كـامـپـتـون، انريكو فـرمي، ارنست اُ . لارنس ( Ernest O.Lawrence ) و جي . روبرت اپنهايمر ( شکل 6 ) كامل شدند. كميتهی موقت از 9 مي تا 19 ژولاي 1945، هشت بار تشكيل جلسه داد. مكان جلسهي سرنوشت ساز در 31 مي در پنتاگون در نظر گرفته شد. در اين روز، جلسهي كميته با چهار مرد علمي هيئت مشورتي بود. آنها گزارش دادند كه: نظر كارشناسي دانشمندان همكار در مورد استفاده از اينگونه سلاحها منفي است ( متفق القول نيست ). آنها در مورد آشکار سازی ( اثبات ) فني طرح ( كاربرد نظامي )، براي وادار كردن به تسليم ژاپن متفق القول شدند. كساني كه از آشکار سازی فني طرح طرفداري ميكردند؛ خواستار ممنوع كردن استفاده از سلاحهاي اتمي شدند و از اين كه اگر هم اكنون اينگونه سلاحها استفاده شود واهمه داشتند؛ چون به موقعيتشان در مذاكرات آينده صدمه ميزد.

شکل ۶. جی. روبرت اپنهایمر
درخواست شيكاگو
در 12 ژوئن 1945، كميتهی موقت درخواست هفت دانشمند اتمي را در شيكاگو دريافت كرد. اين گروه كه توسط برندهي جايزهي نوبل، جيمز فرانك هدايت ميشد، استدلال كردند كه به زودي و بدون اطلاع قبلي به ژاپن حمله ميشود كه اين امر به صلاح نیست. آنها اعلام کردند كه اگر ايالات متحده اولين دولتي باشد كه اينگونه سلاحهاي جديد را كه ويراني نامشخص براي بشر دارد، استفاده كند؛ پشتيباني جهاني را از دست خواهد داد و موجب مسابقهي تسليحاتي ميشود و به آيندهي كنترل بين المللي بمبهاي اتمي صدمه
ميزند. اين درخواست به گزارش فرانك معروف شد. در اين گزارش پيشنهاد شده بود كه آشكار كردن ( اثبات تجربي ) سلاح بهترين خدمت به آيندهي منافع ايالات متحده است؛ ولي بر اميدهاي متوقف كردن استفاده از بمب خط بطلان كشيده شد؛ چون كه كميتهي موقت پيشنهادات زير را عرضه كرد:
1) بمب بايد هرچه زودتر عليه ژاپن استفاده شود.
2) بمب بايستي براي دو هدف استفاده شود. اين دو هـدف تأسيسات نظامـي يا كارخانـههاي توليد تجهيزات جنگي ميباشد كـه خـانـههاي نزديك و سـايــر ساختمانهاي مـجاور كـه مستعد بيشترين خسارت هستند را در برميگيرد.
3) بمب بايد بدون اخطار قبلي استفاده شود.
نيروي دريايي زير نظر بارد از قراردادش به علت اين سه نكته صرف نظر كرد. او احساس كرد كه چنين اقدامي ننگين ميباشد و نيروي دريايي سهمي در آن ندارد.
اسزيلارد و آنهايي كه مخالفت ميكردند معتقد بودند كه استفاده از بمب باعث پيروزي نميشود. آنها اعتراض خود را نسبت به استفادهي قريبالوقوع بمب اتمي ادامه دادند.
شصدوهشت دانشمند در اكريدج توصيه كردند كه قبل از اينكه سلاح بدون محدوديت در جنگ فعلي استفاده شود، قدرت سلاح به قدر كافي توصيف و آشكار شود و ملت ژاپن نيز بايد فرصت بررسي نتيجه را قبل از اين كه از تسليم امتناع كند را داشته باشد. براي رسيدگي به رأي دانشمندان كه در 12 ژولاي اتفاق افتاده بود، كوشش فراوان شد. وقتي كه دكتر فارينگتون دانيل ( Farrington Daniels )، مدير آزمايشگاه متالوژي، از 150 دانشمند كارمند در پروژهي بمب اتمي، به منظور به دست آوردن نظراتشان در مورد اين كه چگونه بمب استفاده شود، نظرسنجي كرد؛ اكثريت از آشکار سازی بخشی از طرح طرفداري كردند.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 5 )
پروژهي بمب آلمان
وقتي كه ارتش متفقين از دو طرف به سمت پاريس حمله كردند ، يك گروه ويژه كه آلسوس ( ALSOS ) نام داشت، از پشت عقبه را محاصره كردند. در نوامبر 1944، گروه آلسوس وارد استراسبورگ، محل پروژهي بمب آلمان شدند. پايگاه پروژهی بمب آلمانها به طور قطعي آشكار گرديد.
ساموئل گلداسميت ( Samuel Goldsmit )، فيزيكدان هلندي تيم آلسوس را همراهي ميكرد. طبق مطالعهي اسناد به دست آمده، او اظهار كرد كه، نتايج غير قابل ترديد است … . آلمان بمب اتمي و هر شكل مناسب ديگري در اختيار ندارد. آنها دو سال از پروژهي مانهاتان عقب هستند. در واقع، آنها كارخانه و تأسيساتي براي توليد اورانيوم و پلوتونيم مورد نياز براي بمب، در اختيار نداشتند .
پس از شكست در نبرد Bulge در اواخر سال 1944، بديهي بود كه سقوط آلمان چند ماهي بيشتر طول نمیكشد. بنابراين مشخص بود كه نتيجهي كار پـروژه اگر بـمب اتمي باشد، نه عـليه آلمان بلكه عليه ژاپن استفاده ميشود.
ترديدات به وجود آمده
كار پروژه بدون ترديد و با پشتکار ادامه داشت. در 30 سپتامبر 1944، در واقع چند ماه قبل از اينكه از كار بمب اتمی اطمينان حاصل شود، جيمز كانانت ( James Conant ) و وانوار بوش ( Vannevar Bush ) نامهاي هشدار آميز براي وزير جنگ، استيمسون ( Henry Stimson ) فرستادند. آنها خواستار اين نکته شدند كه آمريكا نخستين بمب را قبل از آنكه عملاً آنرا عليه ژاپن استفاده نمايد، آشكار كند.
اين ترديد بعد از مي 1945، زماني كه آرتور كامپتون رئيس آزمايشگاه متالوژي بيانيهاي به مافوقش ارائه كرد، مجدداً به وجود آمد. نخستين نكتهی مهم در اين نامه، ترديد در مورد اينكه نخستين بمب هستهاي چگونه استفاده شود، بود .… در آن نامه، ترديد در مورد كشتار جمعي واقعي براي اولين بار در تاريخ مطرح شده بود.
در ژولاي 1944، نيلز بـوهـر نـامـهاي غير رسمي براي رئيس جمهور آمريکا فرستاد. در آن نامه پدر فيزيك اتمي، آيندهي عصر اتمي را بررسي كرده بود. او مخصوصاً خبر داده بود كه هر مزيتي بمب اتمي ممکن است داشته باشد؛ ولی مهمتر، تهديد هميشگي براي امنيت بشري است.